أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني

10

تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )

همنشين نيك مثل مرد عطّار است كه چون با او نشينى اگرچه عطر خود با تو ندهد امّا از بوى عطر او بهره‌مند شوى و زمانى آن بوى با تو بماند ، و مثل همنشين بد همچون خداوند كورهء آتش است اگرچه ترا بشرارهء آتش بنسوزد گند دود او در جامهء تو گيرد . [ وَ قالَ الرَّسُولُ ] حق تعالى حكايت شكايت رسول مىكند با وى از قوم خود ؛ گفت : رسول من محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم چنين گفت كه : بار خدايا قوم من كه قريش است اين قرآن را مهجور گرفتند و ترك او كردند و او را بگذاشتند نخواندند و نشنيدند و نه در وى انديشه و نظر كردند تا بر وى كار كنند و گفتند : معنى اينست كه او گفت : بار خدايا قوم من اين قرآن را سخن بيهوده و هجر گرفتند و گفتند كه : هذيان است و باطل و از جنس سخن ديوانگان انس مالك روايت كرد از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه : هر كه او قرآن بداند و در نياموزد « 1 »

--> ( 1 ) - كذا در بعضى نسخ و در بعضى ديگر مانند تفسير چاپى ابو الفتوح ( ره ) : « هر كه قرآن بياموزد و بداند » و مولى فتح اللّه ( ره ) در منهج الصادقين گفته : « انس از رسول صلّى اللّه عليه و آله روايت كرده كه آن حضرت فرمود : من تعلّم القرآن و علّق مصحفه لم يتعاهده و لم ينظر فيه جاء يوم القيامة متعلّقا به يقول : يا ربّ عبدك هذا اتّخذنى مهجورا اقض بينى و بينه ، يعنى : هر كه قرآن بياموزد و بياويزد مصحف را از جائى و تعهّد آن نكند و در آن ننگرد تا آخر ترجمه » .